قلعه(قلاع)
تشخیص مکان؟!


قلعه(قلاع) قدیمی و تاریخی روستای بهارستان
بر فراز تپه ای در ضلع جنوب غربی روستا
در مجاورت منزل امین آقا حیدرقلی
این قلعه متاسفانه چندین سال است که در اثر بی توجهی اهالی روستا تخریب شده...
ثبت لحظه خوش گرفتن این تصویر...
سال 1387 هجری شمسی
عکاس:زهرا کربلایی
قلعه(قلاع)تاریخی روستا
در گذشته،دژ یا قلعه یک ساختمان مستحکم بوده که در طول سده های میانی توسط نجیب زادگان در اروپا و خاور میانه ساخته می شده است. بیش از 900 سال از ساخت قلعه ها می گذرد.
در زندگی نجیب زادگان، قلعه ها برای امنیت و کنترل مناطق پیرامون بنا می شدند و دارای ساختارهای تدافعی و تهاجمی بودند که جریان رفت و آمد را کنترل کنند.
در روستاها برای ساختن قلعه از سنگ یا خشت استفاده کرده و آن را به شکل استوانه می ساختند.
قلعه یا همان قلاع، که در روستای ما بر فراز تپه ای در ضلع جنوب غربی روستا بنا شده، نیز به شکل استوانه بوده و از خشت و سنگ بنا نهاده شده و در دور تا دور دیوار قلعه سوراخ هایی برای دیده بانی و در صورت لزوم برای تیر اندازی به سوی دشمن تعبیه شده است.
قلعه مورد نظر ما تاریخ مکتوبی ندارد که زمان ساخت آن مشخص باشد و متاسفانه باقی مانده این بنای تاریخی و میراث گذشتگان نیز در سالهای اخیر به دلیل بی توجهی مردم روستا، کاملا تخریب شده و از بین رفته است.
اغلب بنای قلعه و حفاظت و نگهبانی از روستا را به دوره شالی نسبت می دهند...
داستان شجاعت و دلاوری های شالی...
در دوره های گذشته،حدود 200 تا 250 سال پیش در روستای خرّاب(بهارستان) مردی به اسم شالی به همراه خواهرش، (در خانه کنونی شمس الله عباس) زندگی می کرد.
اصل و پیشینه این خواهر و برادر ظاهرا برای روستای ما نبوده و هیچ یک ازدواج نکرده و تشکیل خانواده نداده بودند چرا که هیچ نسلی از آنها به جا نمانده...
شالی در حیاط خانه اش دکان کوچک خوار و بار فروشی داشت که از این راه امرار معاش می کرد و علاوه بر آن امنیت کاروانهایی که از ساوه به اراک می رفتند را نیز بر عهده داشت.
از طغرود ساوه تا داود آباد اراک تحت حفاظت شالی بود و قلعه ای که از آن نامبرده شد محل نگهبانی و نگهداری اسلحه و دیده بانی وی بود.
قلعه درست بالای تپه ای بنا شده بود که مشرف به جاده پر تردد روستا باشد و نظارت کافی روی رفت آمد افراد غریبه صورت پذیرد.
"در روزگار ما از قلعه معروف روستا به قلاع امین آقا یاد می شود، چرا که منزل امین آقا درست جنب قلعه بنا شده است"
لازم به ذکر است؛ جاده اصلی روستا که در آن زمان از شمال به موجان و از جنوب به صالح آباد منتهی می شد محل رفت و آمد کاروانیان بود به همین سبب کاروانسراهایی نیز در کنار جاده اصلی توسط افرادی با نفوذ ساخته شد...
از جمله کاروانسراهای معروف آن دوره، می توان به کاروانسرای حاج جوهر اشاره کرد که تقریبا در ورودی روستا(محل کنونی مدرسه قدیمی)بر سر راه کاروانیان بنا شده بود.
به دلیل شجاعت و دلاوری های شالی، راهزنان در محدوده امنیتی او قدرت حمله به کاروانها و تصاحب مال و اموالشان را به خود نمی دیدند. همین امر سبب کینه توزی و دشمنی راهزنان با وی شده بود، در واقع کسب و کار راهزنان با وجود شالی از رونق افتاده و ظاهرا هیچ منبع درآمدی برای امرار معاش نداشتند.
در اینجا باید یادآور شوم که، شالی مبلغی را از کاروانیان در قبال حفاظت و امنیت کاروانشان اخذ می کرد(همانند عوارضی های امروزه)....
روزی کاروانی در نبود شالی از ده می گذرد بی آنکه عوارض خود را پرداخت نماید و روی تکه کاغذی به حالت تمسخر می نویسد: پول گرفتی؟!....طلبت! سپس کاغد را زیر سنگی گذاشته و روستا را ترک می کنند.
شالی وقتی به روستا باز می گردد و از عبور کاروان و از وجود نامه اطلاع حاصل می نماید اسبش را زین کرده و بتاخت در پی آنان می تازد.
نرسیده به داود آباد به کاروان می رسد،خود را معرفی کرده و اعلام می دارد، در پی پیغامی که برایم گذاشته بودید آمدم! هم اکنون با من به روستایم بازگردید تا جواب پیغامتان را همانجا دریافت نمایید...
"مبلغ باج یا عوارض را در آن زمان اگر بر فرض یک تومان بگیریم، قافله سالار به شالی ده برابرش را پیشنهاد می دهد به شرط اینکه وجه را همانجا دریافت کرده و بی خیال برگشتشان به روستا شود....
شالی این پیشنهاد را نمی پذیرد و با جسارت تمام کاروان را با خود به روستا بازگردانده و یک تومان را در همان محل اخذ عوارض از آنها دریافت می نماید....
پیش تر عرض کرده بودم که راهزنان دشمن سرسخت شالی بودند و همیشه درپی انتقام از وی، چرا که با وجود مردی شجاع و دلیر همانند شالی، منطقه بین ساوه تا اراک از حیث وجود سارق و راهزن کاملا پاکسازی شده بود.
در پی همین کینه توزی شبی از شبهای تابستان شالی توسط راهزنان غافلگیر شده و به ضرب گلوله از پای در می آید....
شاعر گمنام ادوار گذشته،از شالی و دو غیور مرد خلج دیگر، با عنوان ستون خلج یاد کرده است.
این چنین می سرایند؛
ستون خلج است محمد محراب طالب از بوقه و شالی ز خَرّاب
محمد محراب اهل آمره، طالب از اهالی بوقه و شالی اهل خَرّاب بوده است...