روز دختر مبارک

سالروز میلاد خانم فاطمه معصومه(س)
و روز ملی دختر را به همه دختران خوب همولایتی  و همه دختر دار ها  تبریک عرض می کنم

 

 

 

 

 

خداوند لبخند زد


دختر آفریده شد


لبخند خدا روزت مبارک


روز دخترای گل مبارک

عکس هایی از منظر زیبای روستای بهارستان

 

زحمت تهیه و ارسال عکس های زیبای زیر که از مناظر زیبای روستای بهارستان  و کاری تقریبا حرفه ای می باشد را سرکار خانم یگانه علیگل کشیده اند .

ضمن تشکر از زحمات ایشان 

انشالله در آینده نیز شاهد مطالب جدید ایشان باشیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گندم طلای زرد

 

گندم طلای زرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در روستای بهارستان به دلیل قرار گرفتن در منطقه خشک و کم آب ، کاشت گندم بیشتر بصورت دیم صورت می گیرد .

این مقاله سعی دارد تا نسل امروزی را با نحوه کاشت و برداشت این محصول که در گذشته بیشتر بصورت سنتی انجام می شده است را برررسی نماید .

زمینی که برای کشت گندم در نظر گرفته  می شده می بایست در  اواخر فصل بهار یا اوایل فصل تابستان به منظور تامین مواد غذایی زمین از نور خورشید  شخم زده شود که این کار طاقت فرسا توسط گاو و بعد ها الاغ انجام می گرفته است . که امروزه تراکتور با خویش یا گاو آهن این کار را سریعتر و بهتر انجام می دهد .

سپس در فصل پاییز نوبت به کاشت آن می رسیده است که پس از پاشیدن بذر گندم بر روی زمین شخمی که از قبل آماده شده بود مجدد آنرا شخم میزدند تا بذرهای گندم به زیر خاک بروند .

امروزه این کار نیز توسط تراکتور و دستگاهی به نام ردیف کار صورت می گیرد .

البته بعضی ها نیز از دستگاهی بنام پنجه غازی که آن هم توسط تراکتور کار می کند بذر های گندم را با خاک مخلوط می کنند .

پس از آن چشم کشاورزان به آسمان دوخته می شود تا باران رحمت الهی در فصل پاییز ببارد و بذر  گندم ها جوانه زده و سر از زیر خاک بیرون بیاورند .

بعد نوبت بارش برف زمستانی است تا گندم تازه روئیده هم در زیر برف مقاوم تر شود و هم برف باعث شود سر ما جوانه ها را از بین نبرد .

با شروع سال جدید و فصل بهار ، دوباره  نوبت بارش باران بهاری و شستن غبار از چهره  کوه و دشت  می شود . این باران ها علاوه بر طراوت بخشیدن به هوا باعث رشد علف ها و گیاهان و گندم ها نیز می شود .

باران بهاری و هوای مطبوع و آفتاب داغ  روز های بهاری باعث رشد و قد کشیدن گندم ها شده و بعد نوبت بیرون آمدن سنبل های سبز رنگ گندم ها می شود .

 

 

اوایل تابستان کم کم رنگ  خوشه های گندم به زردی گراییده و کم کم فصل درو و برداشت گندم فرا می رسد .

 

 

 

 

 

در قدیم گندم ها را با دست و یا با داس درو کرده و آنها را دسته دسته روی زمین می گذاشتند و سپس دسته ها را جمع کرده و داخل ظرفی بنام تور یا عبا قرار می دادند و آن را بار الاغ کرده و به نزدیکی ده جایی که قبلا برای انبار کردن خوشه های گندم آماده کرده بودند و به آن خرمن جا می گفتند می آوردند . البته گاهی نیز این کار را ماشین ها انجام میدادند .

 

 

که این کارطاقت فرسا در زیر آفتاب داغ و سوزان تابستان و در لابه لای تیغ ها روزها  و گاهی بیشتر از یک ماه به طول می انجامید .

 

 

زمین که گندم آن چیده شده بود منبع غذایی خوبی برای چریدن دام ها بود .

 

 

پس از اتمام کار درو و جمع آوری تمام گندم ها ، نوبت به کوبیدن آن می رسید .

در زمان خیلی قدیم این کار توسط دستگاهی بنام چان که به پشت دو عدد الاغ بسته می شد انجام می گرفت به این صورت که فردی روی چان می نشست و الاغ ها را هدایت می کرد تا دور خرمن بچرخند و پره های تیز چان باعث می شد خوشه های گندم خرد شده و به کاه تبدیل شوند .

 

 

 

 

بعد از آن این کار توسط تراکتور انجام میگرفت و  چند نفر دسته های گندم را به داخل خرمن کوب می ریختند و خرمن کوب نیز که توسط تراکتور  با سرعت می چرخید با عث خرد شدن خوشه ها و تبدیل شدن به کاه می شد .

 

 

 

 

 

این کار از جمله کارهای سخت و طاقت فرسا بود چون گرد و غبار و کاه به داخل لباس های افراد می رفت و باعث سوزش می شد و حتما  میبایست به حمام رفته و غبار از تن بزدایند .

 

 

بعد از کوبیدن خرمن نوبت مرحله بعد یعنی باد دادن آن می رسید که با وسیله ای بنام یاوشین انجام میگرفت . ناگفته نماند گاهی چند روز بخاطر عدم وزش باد موافق این کار به طول می انجامید.

 

 

 

 

 

قسمت بعدی کار مخصوص خانم های خانه دار بود که تا اینجای کار هم اکثر اوقات علاوه بر کارهای خانه دوشادوش مردان خود در صحرا و دشت و خرمن جا مشغول کار بودند .

 

 

 

 

آنها با ابزارهایی بنام سرند و غربال ، طی چند مرحله کاه های باقی مانده در دانه های گندم را از آنها جدا کرده و در ظروفی از جنس گلیم به نام جوال  و یا گونی برای حمل به خانه می ریختند .

 

 

بعد آنها را در منزل در مخازنی گلی بنام کندوله انبار می کردند تا در وقت مناسب کاه و سنگ ریزه احتمالی را از آن جدا کرده و به آسیا ببرند و بعد از تهیه آرد با دستان خود آنرا به نان هایی که بوی آن تا هفت خانه آن سمت تر می رفت تبدیل کنند .

 

 

 

  

 

امروزه با مکانیزه شدن کارها چیدن و کوبیدن و جدا کردن دانه های گندم را دستگاهی به نام کمباین انجام می دهد .

 

 

 

 

تهیه و گردآوری : مهدی هادی گل

 

عکس هایی از  روستای بهارستان

در این قسمت عکسهایی از طبیعت زیبای روستای بهارستان که زحمت تهیه و ارسال آنها را آقای پرهام هادی گل کشیده اند را قرار می دهم . ضمن تشکر از آقا پرهام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شعری طنز

مش غلوم هم عاقبت شد اهل دیش
  آنتنی بگذاشت در ایوان خویش
 
تا زند گشتی در این کانال ها
 فیلم ها و همچنین  سریال ها
 
بالشی بر پشت و ریموتش به دست
 صبح تا شب پای تی وی می نشست
 
فیلم ها بر روی او تاثیر کرد
 کم کمک رفتار او تغییر کرد
 
هر زمان می دید از آن تیپ ها
 شکوه سر می داد و می گفت: ای خدا
 
از چه رو  یارم فشن اندام نیست
 یعنی آن چیزی که من می خوام نیست
 
همسری تیپیک تر باید گرفت 
 یک کمر باریک تر باید گرفت

در پی این عزم و تصمیم، آن خپل
بر سبیل و موی خود مالید ژل
 
رفت و یار خوش ادایی تور کرد
 دلبر بالا بلایی جور کرد
 
چند وقتی روزگارش خوب بود
 چونکه یارش ظاهرا مطلوب بود
 
یار هم از او سواری می گرفت
 بسته بسته ده هزاری می گرفت
 
بی مهابا خرج می کرد آن بشر
 تا شود از دیگران خوش تیپ تر
 
ممقلی وضعش یه هو ناجور شد
 زرت او یکباره بد قمصور شد
 
یار، آهنگ جدایی ساز کرد
نغمه های بی وفایی ساز کرد

طالب مهریه اش شد ناگهان
 ممقلی  بر کله و بر سر زنان
 
تا که از این غصه و اندوه و درد
طبق اسناد پزشکی سکتـــــــه کرد
 
چون که بیرون آمد از حال کما
 گفت پایین آورید این دیش را
 
چون که این سریال ها یک دام بود
 تشت رسوایی من بر بام بود
 
گند زد یار فشن بر هیکلم 
 ای به قربان عیال اولم
 
ای فدای وزن و هم پهنای او
 جنگل پر پشت ابروهای او

ای فدای موی مش نادیده اش
 چشم های سایه نامالیده اش

هر کجا باشد صدایش می کنم
 بعد از این جان را فدایش می کنم